«رفیقان»
ندارد جز گرفتاری گریبانی که من دارم
شبِ عشق حلقه می بندد به مژگانی که من دارم
به هر شخصی نمک دادم شکست آخر نمک دانم
به زخمِ کَس نمی پاشد نمکدانی که من دارم
به نامردی کشانیدم رفیقِ خامِ نالایق
ز دشمن بدترند ای دل رفیقانی که من دارم
شبِ تنهایی اندر فیضِ خود می خوانم آوازی
که بنشیند غبارِ غم به زندانی که من دارم
به فقر افتادم و دیگر ندیدم احترامِ خلق
جهان را بنده اند آری،عزیزانی که من دارم
اگر افتاده ای از پا مشو، از لطفِ حق نومید
که دستِ مور می گیرد سلیمانی که من دارم
بگیرد روز و شب دشمن سراغم را به آماری
وفاشان از رفیقان بِه ،حریفانی که من دارم
محمدرضا یعقوبی سورکی«هویدا»
آدرس سایت:کوله بار تنهایی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
18 شهريور
1395 ساعت: 14:38