ساعت ده صبح 24بهمن پرواز میکنم به سوی عشقم.... وصال چه شیرین است
( وصال )
پـَر میکشـم به سویـَت
مجـروح است امّـا تَنـم
وردِ زبـانـم کـربـلا
بـاشد دلیـلِ بودنـم
زنـده مانـدم که ببینم حَرمَـت
بـر غروبِ آفتـاب
دیـده را میـدوختـم
بـردنِ نـامِ تو بـوده جُـرمِ من
زخمها برمـن زدنـد و سوختـم
به جوانی شکست بال و پَرَم
تـوانِ ایستـادن را نـدارم
شـاکی از رفتـارهایِ دشمَنـم
آمـدم ، رنجـور و سینـه پُـر زِ درد
ایـن دلِ مجـروح و ایـن زخـم تنـم
درد مـرا خاک تو مرهـم بـود
راه بـَر مـن بَستـه بـودنـد
تازیـانـه خورده امـّا پیکـرَم
هست مقصود و مُرادم دیـدنَـت
جَنتـّم باشد میـانِ دو حَـرم
بین الحَرم بهشت است
شَرم دارم مـولا
بَـس خجـالـت می کـشم
در جـوارِ مَرقـَدت
من چگــونه آب نوشـَـم
از اصغـرَت شرمنـده ام
"ای فدای لب عطشان"
شده ذِکر و سُخَنـم
دل عاشقم ندارد
مِیـل بَـر بَـرگشتنـم
پس مـرا دربـَر بگیــر
حبیب رضایی رازلیقی
بنام خدا
سروران حلالم کنید نایب الزیاره همه شما سروران هستم
امیدوارم دعای خیرتان همرهم دراین سفر باشد
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
23 بهمن
1394 ساعت: 12:16