خرید بک لینک
دربِدر دنبال لبخند تو بودم

در بهارانی که بود

از نگاهت گیج وُ منگ

تیر ِ اَخمت را چشیدم ظهر ِ سوزانی که بود

دل به فردا ی تو بستم بی درنگ

سازَت اما زد مخالف در نیستانی که بود

سکته کردم در خزانت بی صدا

زرد شد پیوند ِ ما در عصر ِ آبانی که بود

میگذشتی دلربا اما هنوز

زیر باران در غروب ِ کوچه ها

چتر ِ رنیگینت برایم آشنا

میگشود از چهره ی سرد ِ تو راز

در زمستانی که بود

گفته بودی عشق یعنی ناز وُ سوز

کفش عاشق را بدوز

طبل ِ هستم میزدی از ابتدا تا انتها

دست وُ پای من دراز

مست میرفتم به سمت ِ قفل ِ چمدانی که بود

محمد محسن خادم پور - ۱۳۹۲



دوستان شما را به کانال اشعارم در تلگرام " شعر شیراز " دعوت می کنم

https://telegram.me/fmals

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 23 بهمن 1394 ساعت: 12:16

صفحه بندی