خرید بک لینک
من مرده ام... امّا کسی این را نمیفهمد
سیگار سرفه های غمگین را نمیفهمد

سردرد دارم احتیاجی به مسکّن نیست
یک مرده فرقِ درد و تسکین را نمیفهمد

یخ کرده ام در لای آغوشِ زنم: "مریم"
این خرسِ قطبی برف سنگین را نمیفهمد

در میزِ صبحانه کتک را میخورد با چای
زنگریه هایش قسطِ ماشین را نمیفهمد

تلویزیون سمتِ خدا گم میکند من را
ای شیخ عالِم!!... هیچ کس دین را نمیفهمد

میدانِ مینی در تنش... هی میدَوم در آن
"مینا" ببین: اصلاً "امین" مین را نمیفهمد

در تخت دستم لا... نگاهم خیره بر سقفست
"مینای" خر آن لنزِ دُربین را نمیفهمد

باز آخرِ شب برف میبارد درونِ تخت
من مرده ام... "مریم" ولی این را نمیفهمد!!

امینــ شیخیــ
پ.ن: امیدوارم بدانید که یک اثر همیشه با شخصیت موالف رابطه ی مستقیمی ندارد. مخاطب با خواندن و مطالعه ی یک اثر، در ذهن خود یک موالف جدید را با توجه به ذهنیات خود می آفریند.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 16 بهمن 1394 ساعت: 21:43

صفحه بندی