من حاصل بغض همین انتظارم
تداومی خیس
از سکوت نگاهش
من این رنج برخوردم
که از سقوطم
شکستم و باز در انتها
به خودم بر خوردم
همان آتشم که در شعله بیمارم
از بیداری نخوت گرفتم
مانند پیروزی
از خواب هم بیزارم
افسوس، وای افسوس
از زمان جدا
از انسان بودن
پریده ام دوباره از درد به خدا
آنقدر گله کردم
که از گلایه ها بتی ساخته ام
از تو و دوری تو
ملحد و کافر و غمبازم
تبر دست تو و درها همه باز است
تو بیا
شکستن با من
دیوار و دیوار و دیوارم
حرف جدیدی نیست
فقط
تو هم به یادم یا حتی
بدون آن نیز
زندگی کن
تو خسته نشو
مثل سیگار از من
مثل من از سیگارم...
برچسب: از همان حرفهای ساده بزن,
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
22 مرداد
1395 ساعت: 9:12