صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
» افسونگر«
خوش بخوابی زن افسونگر شب های سیاه!
پشت پلک تو کسی داخل زندان مانده..
هی نگو فال من این است،نگو دست تو نیست..
رد انگشت تو بر دسته فنجان مانده!
در خیالم ته هر راه به بن بست رسید
باورت می شود؟ القصه تو آن بن بستی!
سایه یک آیه ی باور شدن خورشید است
و سیاهی پس فاصله یعنی هستی..
-ریتم نبضم به صدای قدمت موزون شد
سایه ات باز به پرچین دلم تابیده..
بعد از آن تق تق در، هق هق شادی من و......
نقش یک مرد که در پشت دری خوابیده!-
مست و آرام وزیدی به شبم، طوفان شد!
نرسیده ولی امواج تو تا صاحل صبح
ابر ابهام که بر چهره ی خورشید نشست
چشم من مات شد و غرقه ی خون دل صبح
ما که در تیررس چشم بد و تنگ جهان
عکسمان در دل یک قاب نخواهد گنجید!
تا سرانجام پلنگان ته دره است ،بگو
درره ماه به امید چه باید جنگید؟
تا خداوند تعقل وسط دفتر شعر
واژه ها را به گلوگاه حقیقت آویخت
دست کف بینی تو-طالع من- رو شد و بعد..
کاسه صبر من از اشک لبالب شد و ریخت
زخمی از سرکشی وسوسه ای تکراری
دکمه پیرهنم را به تنم می دوزم
خواستم با تو بسازم که نسوزیم..نشد
و در این آنش خود ساخته ام می سوزم
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 9:59
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه