خواب مرا ربوده بود
در دل خود کشیده بود
خواب بدیده ام که من
مستِ می و باده و شنگ
دور به دور تو چنان
رقص کنان و بی امان
هی زنمی ،بانگ که هی
مستی من زتو ، نه می
چرخ زنان و نغمه خوان
هفت طواف کردمی (می کنم)
گردش اولین که شد
دل زکفم برون بشد
رفت پی دیار خویش
جمله تن و لسان خویش
ذکر بگفتم ای مَلَک
نیست به کار تو کلک
چون که رسم به دور دو
حلقه زنم به دور تو
نعمت و حمد از آن تو
نیست شریک برای تو
دور به سه رسیدمی (رسانده ام )
شربت و حور دیدمی (دیده ام)
دست ز همه کشیده ام
رو به تو رو کردمی(کرده ام)
گر چه که روی تو نهان
چرخ زنان به هر مکان
گشتم و دیده ام تو را
چون تو عیان و من نهان
من نبوم در این تنم
جمله همه منم ، تویی
ذره ایم ز ذات تو
رقص کنان برای تو
اشرفیم ز کار تو
پنج، بگردم این بار
دور مدار، بی قرار
شمس و قمر بدیدمی(بدیده ام)
رقص ، به دورم آمدن
سجده کنان بگرد من
ناز مرا خریده اند
هفت
[font=Impact][/font]
چون که رسم به دور شش
مست وصال گشتمی(گشته ام)
جان ز تنم برون رود
عاشق یار گشتمی(گشته ام )
تا که رسد به هفت،خال
نیست دگر مرا مثال
ذره من ز ذات تو
چرخ زنان برای تو
بانگ زنم ، انا الحقم
من اله و خدا منم
نیست منی همه تویی
تو منی و منم تویی
عشق خدا ،خدا کند
من ز عدم ، بقا کند
تا که ز خواب جستمی(می پرم)
سجده شکر کردمی ( می کنم )
من که نرفته ام حجاز
حج قبول کردمی (کرده ام)
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه
14 مرداد
1395 ساعت: 22:08