انگاری که پیشه تو من روحمو جا میذارم
انگاری تو جاده ی تنهاییا پا میذارم
من موندم و یه شاخه گل...
خشکیده توی دست من
انگاری که دلمو تو دست تو جا میذارم
بعدِ تو ...پروانه ترسید از تو پیلش پر بگیره
بعده تو...مرغ دل من تا ابد ماتم میگیره
سهم من از تو فقط... غم تنهایی و دوری...
تنها راه مونده واسم...همیشه غم و صبوری
خورشیده ارزوهام...زانوشو بغل گرفته
سرخیه چشمای اون موج دریا رو گرفته
بعد تو...مهتاب شبهام مونده با غصه و تردید
بعد تو...تصویر من هم دیگه تو اینه نخندید
مونده با من درد دلها
دل من غرق سکوته
واسه ی ارامشه من
همه ی گلهای باغچه
دستشون روبه قنوته
همه ی شمعدونیای توی گلدون
زل زدن به چشمای من
همه ی باغچه نشستن
که تمومشه دنیای من
بعد تو...تنها یه زخمی رو تن سرد درختم
بعد تو...تنها یه مَردَی با یه بغضِ پُرِ دردم
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
2 مرداد
1395 ساعت: 7:33