خرید بک لینک
نگام مجنون و بیماره
لبام لیلایِ بی تابه
دلم سرشاره از نفرت
شبا از عشق بی خوابه

مثه فرهاد توو کوهِ مرگ
گرفتارم به عشق و درد
نه آرش می شه اسطوره ام
نه اون که مُرده مثله مَرد...

شبیهِ عشقِ نافرجام
غریبَم حتی توو شعرام...
نمی فهمم در این حد که
واسه ام... تحمیلیِ فکرام...

تَهِ آزادیِ مشروط
فقط نفرین توو دردامه
تَهِ این قصه ها آخر
همه زَخماس که همرامه

به دیوار تکیه می کردم
که انگار قلبمه دیوار...
همیشه سهمِ دردام بود
یه خودکار با یه نخ سیگار...

تو که پا می دی دردامو
می خوام از هم بپاشی تو
می خوام جوری تموم شی که
توو فردامم نباشی تو

همه ش هذیون پِیِ هذیون
توو بی مرزیِ سرگردون
دقیقاً فالِ من نحسه...
توو حافظ باشه یا فنجون...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:24

صفحه بندی