صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
» دل زدگی «
تکرار بار ششصدم اشتباه من
لغزید روی گونه ی سرخم نگاه من
رقص سفید پیرهنت با هجوم باد
گم می شود میان لباس سیاه من
تا خاطرات کهنه ات امشب مرور شد
راه جنون گرفت غم سر به راه من
من اعتراف می کنم او را ......چطور رفت..
*****
جای خلاصه گفتنم و اختصار نیست...
یک جرعه مثنوی! به غزل اعتبار نیست!
*****
امشب دوباره شد شب بی نقص ما دوتا
کامل ترش کنیم؟ بیا...رقص ما دوتا..
امشب دوباره چشم جهان خیره شد به ما..
رویای جاودانه شدن چیره شد به ما..
من از مسیر عشق تو تا اوج می پرم
یک قطره ام،به لطف تو با موج می پرم!
پایان نا تمام تمام عذاب ها !
تنها پری رد شده از مرز خواب ها !
تا نای آخر قلمم،خوب من! بمان !
تا انتهای کاغذ مرطوب من بمان..
*****
کم کم هجوم تلخ حقیقت شروع شد:
[خورشید را که عاقبتی جز غروب نیست!]
دلشوره های قبل خیانت شروع شد:
[شستم خبر شد عاقبت قصه خوب نیست]
تا بوسه هات رفت پی سر سری شدن،
از تو حواس پرتی و از من جری شدن..
_ گفتم اگر دوباره دلش را به من سپرد
تا آخرین دقایق عمرم صدف شوم!
در قعر باتلاق و یا برکه ای عمیق،
از او مواظبت بکنم تا تلف شوم! _
(هرگز به نام عشق تعدی نمی شود!)
گفتم چه خوب! مسئله جدی نمی شود..
با عشق تو معامله کردم، مرا ببخش!
از سردی ات ،اگر گله کردم، مرا ببخش!
باید مسیر پر زدنت را عوض کنم ..
این عطر روی پیرهنت را عوض کنم..
این جاده را به پای تو پیوند می زنم
اعجاز عشق را به دمت بند می زنم..
با هر بهانه و کلکی مست می شوم
الکل نخورده ام، الکی مست می شوم!
من مست می شوم که وبالت شوم دمی
شاید شریک خوبی حالت شوم کمی
با من تمام فاصله هارا قدم بزن!
احساس ته نشین شده ات را به هم بزن!
*****
تا شور عشق در دل تو چون رسوب شد
دل در برابرش سپر انداخت...خوب شد؟
راضی شدی بلورِ از الماس سخت تر؟
این حق پیکر نتراشیده ام نبود!
ناقوس مرگ و خاتمه ات را شنیده ای؟
فریاد های فاطمه ات را شنیده ای؟
دیگر به بغض ساده تلنگر نمی زنم..
دیگر به جان ثانیه ها غر نمی زنم..
قدری هنوز فاطمه مانده، اگر چه کم..
دیگر به دست و پای غرورم نمی چکم!
*****
ره دادنش به سفره قلبت مبارک است..!
چاقو زدن به حفره قلبت مبارک است!
*****
رویای جاودانه شدن را به هم زدی...
قانون "دیگری قدغن" را به هم زدی...
"مقتولتن قَتِل قَتِلاتن" چه ساده تو..
دنیای شاعرانه ی من را به هم زدی...!
_____________________________________
پ.ن:
دوست داشتن من خاصیت توست!
می خواهی من را دوست نداشته باشی؟
این را که همه بلدند..!
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:24
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
قیمت سرور مجازی
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
هاست ایمیل
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه