خرید بک لینک
ان لحظه که از امدن او خبر امد
درسینه ی من شور وامیدی دگر امد
در اوّل ره ،بس که در باغ نشان داد
گفتم به دلم دوره ی حسرت به سر امد
او امده تا مایه ی امید تو باشد
بر حال تو و کار تو تدبیرگر امد
یک عمر اگرخسته ز تکرار خزانیم
این بار دگر فصل بهار از سفر امد
دل گفت که بیهوده به پای که نشستی
ردشد اگر از خاطرمابد ،بتر امد
امّید به سر سبزی گلزار ندارم
چون باز به مهمانی گلها تبر امد
بیداد در اینجاخبر از صبح و سحر نیست
شب رفت اگر،باز شبی تیره تر امد

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:24

صفحه بندی