خرید بک لینک
آن یار ما آن نازنین دلدار ما
شد در دمی از کف برون
رفتش پی آن دیگری
بشکست عهد و نام ما
بلبل بودیم در باغ او
خوش لحن از دیدار او
پروانه وار در گرد او
او سوخت بال، پرواز(باز) ما
هی گفتمش ای نازنین
مشکن دلم تو اینچنین
ترخند بزد ،گفتش برو
در آینه، خود را ببین
این من کجا ، آن تو کجا
آن یار نو پایم کجا
چون گفت من را اینچنین
چونان یخی نقش بر زمین
آنی شدم گرم و روان
در پای آن گل نازنین
تا باز نازش بیشتر
رنگ رخش گلگون تر
طعم لبش شیرین تر
در پیش آن یار دگر
بعد از صباحی چند،باز
او را بدیدم در گداز
پژمرده و با حال زار
آمدم کنارم بیقرار
بنشست او، در روبرو
چشمم گره در چشم او
گفتش منم دیوانه ات
در عشق تو ،راهم غلط
این بار ، من پروانه ات
جلدم بر روی خانه ات
عفم کن و راهم بده
با باده ای ،جانم بده
مست و خراب روی تو
سر می نهم بر کوی تو
گر تو برانی از برت
کی پرکشم از بام تو
او هی بگفتا اینچنین
غلتان ز چشم، اشک بر زمین
گفتم بس است ای نازنین
بازم مزن، دل بر زمین
عاشق بودم من بهر تو
هستم هنوزم یار تو
آن دل که بردی پیش تر
دیگر نزن تو نیشتر
این سوز تو،سوز من است
نغمه جان سوز من است
یارت بوم ،یارم بمان
همواره همراهم بمان

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 20:24

صفحه بندی