خرید بک لینک




بی پشتوانه از چه بگویم؟نمی شود↓
در چشم های خونی ِ وجدان نگاه کرد
با حرف عارفانه عذابش نمی دهم
می گویم از دلم که مرا مست ماه کرد↓

بردی مرا درون خود و جوش می زدی
لبریز بودی از طلبم تا که ریختی
مَردم برای بردن من با سر آمدند
شعری شدم که از عسل سینه ریختی

حالا بخوان حکایت جوشیدن مرا!↓
پاشیدمت به طرح ِ نشسته در انتظار
گفتم:بلند شو،برو از طرح!مانده ای؟
رفتی و رفتنت شده بیداد روزگار ↓

دستی زدی به رود،سراسر گلاب شد
دستت به خون صنعت قمصر...نکن گلم!
با حسن های شرّ ِ هجومیت می شوند↓
سامانیان گسسته و بی سر،نکن گلم!

بیست و سوم تیر ماه نود و پنج



برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 2:17

صفحه بندی