خرید بک لینک
رهگذر آرام با قدم هایی محکم در عین لرزش غرق در ظلمات ظالم می گذرد
شب به شب ، کوچه به کوچه .
هر باریکه هزاران خاطره با خود می آفریند
چه زیادند در این کوچه ها کسانی که بوده اند و نیستند ..نبوده اند و خواهند بود ....
هر شب یک کوچه ی جدید به کیلومترشمارش اضافه می شود..
هرازگاهی نور عبوری ماشینی با صدایی خشمگین ترس می آفریند ، ترس تلخ نبودن ،، ترس سرد شهر مبهم ابدی.
ترس مرگ .
.
او می گذرد و هرشب آرزوی کوچه هایی جدید را با خود زمزمه می کند ، کوچه هایی که به نظر جذاب و جذابترند،
تپش قلبی که بوق ماشینها هدیه اش می کنند و او بی اختیار زیر لب می گوید .. فقط یک کوچه ی دیگر..
فقط یکی..
شاید آن ماشین او را گم کند .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 2:17

صفحه بندی