خرید بک لینک
سرریز شوو رو اجاق افکارم
شعر من بی تو واژه کم داره
قلمم سبز میشه با چشمات
رو ورق واژه واژه میباره

میخوام اینبار ترانه ی سادم
پر شه از حس تو ...جهانی شه!
چرخ بزن تو سرم بذار شعرم
با یه لبخند تو روانی شه !

میدونم محاله داشتن دستات
توی این جهان سرد لاکردار...
ولی اینجا تو دفترم یکبار...
خودتو دست عشق من بسپار!

فقط اینجا میون این بیتا
میشه از این عذاب لعنتی رد شد
بیا بشکن محالو با من باش
گاهی وقتا باید یکم بد شد!

بیا بشکنیم محالو با من باش
سرریز شو رو اجاق افکارم
وقته رفتن... بیت آخره انگار
ااااه ازین انتها چه بیزارم!!!

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 7:47

صفحه بندی