"بهترین رفیقم"
دلم گرفت ...یه گوشه ای نشستم
دوباره باز... توی خودم شکستم
رو شونه هات ...سرمیزارم ولی باز
نشد گلم!... من حرفمو نگفتم
این نامه رو ... بارون برات نوشتم
کاشکی میشد... باشی تو سرنوشتم
وقتی کنارم ... تو باشی میدونم
حس میکنم ...که مالک بهشتم
این نامه رو ...گریه برات نوشتم
با این چشا که ...سیله برات نوشتم
پشت چشام...نوشتم اسم تو رو
با خونی که ... تو دلمه نوشتم
یادت میاد اسممو مینوشتی
یواشکی تو دفترت گذاشتی
عکستو دارم و هنوز و هرشب
یاد توام کاشکی تو بودی کاشکی
خوب میدونم که از دلم دلخوری
داری نگاتو از دلم میبُری
اما بدونکه همیشه باهامی
داری دلم رو از دلم میبری
وقتی که طوفان دلخوشی هامو برد
وقتی که قلبم توی غصه ها مرد
شدی پناهم زیر اوار درد
مرحم دست تو دردا رو برد
نشد بگم چقد برام عزیزی
یه اشنا تو این همه غریبی
زخمیه هر کس و ناکسم من
واسه دلم تو بهترین رفیقی
دلشوره دارم نگرانم نگران
آتشفشونم بی تو کرده فوران
بی تو غرقم تو سرابه بودنت
بی تو مذاب و...
سراب و....
خفقان...!
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
18 تير
1395 ساعت: 7:47