آسمانم به هوای نفست آبی بود
این کبودی ز نبود نفس رنگین است
که ز حسرت فردا
اشک یخ می ریزد
***
کاش آن روز هوایی بودم
که به باروی هوای تو رسید
و به آن کفش بلور و تن اقیانوسی
به سراپرده ی آه تو چه خوش می رقصید
وتهی دست نماند از حسرت
هر هوایی که هوای پر پروای تو دید
کاش پروانه ی اوهام و خیالی بودم
که طوافش دل دریای تو دید
به پناه تو رسید
شاد باد آن نفسی
که خرامان نفست را بوسید
و امان از شب تنهایی ما
که هوای شب یلدای تو دید
***
کاش آن روز که خونم به لبانت مالید
قطره خونی به نشان گل سرخ
به زمین می ریزید
تا برافراشته ماند گل سرخ
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
12 تير
1395 ساعت: 14:57