خرید بک لینک
نام تو دَم را مسیحا می کند * روی ماهت را خود ماه هم تمنا می کند
زندگی مابین انگشتان تو جا می شود * حلقه آغوش تو غم را مداوا می کند
با رقیبم هردمی اَندر خم یک کوچه ای * بیگمان این اتفاق مرگ مرا این دم محیا می کند
نیست هرگز کعبه و بت خانه ام اینک دَوا * قبله ام را او خودش برسمت تو جا می کند
خانه ای دارم سر زلف سمن آسای تو * می شود گُم در تب و تابش، دلم بازهم مدارا می کند
گرچه باری گفته ای این حرف آخر را که "نه!" * دل گواهی می دهد، لیک گوش حاشا می کند


اشتباهات ادبی بسیار زیاد این شعر(اگه بشه اسمش رو گذاشت البته) به بزرگواری خودتون ببخشید، چون من شاعر نیستم واقعا Smile ممنون میشم اگه نقد کنید.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 11 تير 1395 ساعت: 3:15

صفحه بندی