میراث تو
تنها زخم هایی ست که
دستانم را
چرک
می کند...
حتی اگر خارش دستانم
بوی نحس تو را بگیرد
نجس شود
دریا هست...
دریا مرا
غسل می دهد
اگر غرق در زخم شوم
اگر تشنه از زخم شوم
دریا... دریا هست...
میراث تو
میراث شوم سبز کودکی ام
پشت ویترین ثانیه هاست
تو
ای
شهر
من
میراث ات را نمی خواهم...