خرید بک لینک
خيلي سخته وفتیکه رؤیاهات
دُورِ تــو کابوس غم می بـافه
از يه جايي زندگي رد ميشه
به يه تلخي مثلِ يه نسکافه

شروعـِش نکردي اما اون تـا
تمومـِت ميشه ميذاره ميره
از يه جايي خاطراتـِت با اون
دونـه دونـه جونـِتـو ميگيره

سخته پابه پايِ تـه سـيـگـارت
بـغضـتـو حل ميکني توو چايي
محوِ گريه هات بشي هرشب با
“يکي هـسـتِ” مرتضي پاشايي

مي زني از خـــونـه بيرون امـــا
همه ي شهر تو رو با اون ديده
حتي اين شهر بـا همه انگيـزَش
به سکوتِ سرکشِت جون ميده

وقتيکه نيس توي هيچ بـوتيکـي
ديگه هيچ لباســي اندازَت نيس
بـه خودت میای میبینی عشقش
ديگه دلـخوشـیِ هر لحظَت نيس

سخته بينِ نمونه تـسـتـاتــــَـم
مـصـرع هاي گریه دار پيداشن
يا ببيني آدمـــــــــاي توو فيلم
حرفـــــــاي دلت رو از بر باشن

حرفــــــایِ دلت رو از بر باشن
اما اوني که بايد … از برنيس
گــــنـاهِ اونــکه تو رو ول کرده
حتي از يه جاني هم کمترنيس!

” تـو از اون روزي که رفتي انگار
پشتِ پـایِ تـو دلــــم درجا مرد
درست مـثل کـفـتـرِ جـــلـدي که
به دور ازتو پاگذاشت هرجا…مرد

پـا به پـام شـــمـعـدونـيـا پـژمردن
پشتِ ساعت ديواري مون خم شد
جوهــــــرِ تک تکِ شعرام خشکيد
يه چيزي انـــگـاري از من کم شد ”

سـخـتـه که بـگـن چقد آرومـه
نـدونـن که تـوو دلِـت واويـلاس
اونيکه يه عمر واسش جنگيدي
جــــِـــلوت واســــتــه بــگــه :
“پــــرچـم بـالاس” !

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 11 تير 1395 ساعت: 3:15

صفحه بندی