صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
به یاد تو
به پایت ریختم ای بی وفا عمر گرانم را
نمودم پیر و فرسوده به عشقت جسم وجانم را
عجب با من غریب و با غریبان آشنا گشتی
زیادت برده ای ای آشنا نام و نشانم را
بیاموز از غم هجران کمی رسم وفاداری
که روشن می کند با شعله های خود شبانم را
نه همدل بوده ای با من ،نه یک دم همزبان ای گل
که می سوزاندم این غصه هم دل هم زبانم را
به پیری رو نهادم بر لبم افسوسها دارم
هدر کردم چرا بر پای تو عمر جوانم را
چه امّید محالی داشتم از،شور عشق تو
کنون با نا امیدی می سرایم داستانم را
چه شد در بندت افتادم نمی دانم نمی دانم
که اکنون می گزم بر کار خود هر دم لبانم را
چه شبها با خیالت می نشستم تا سحرگاهان
به خون آلوده می کردم سرای دیدگانم را
کنون با کوله باری از فراق واز جدائیها
روانم ناکجاها،می برم بار گرانم را
زدی بر سینه ام داغ جدایی من نهان کردم
نهان آیا توانم کرد این اشک روانم را
دریغ از گردش دوران دون صیاد وار آمد
به آمالم زد آتش کرد ویران آشیانم را
هزاران آه می آید به لب از سوز پنهانم
به شور شعر بنشان آذرا سوز نهانم را
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه 11 تير 1395 ساعت: 3:15
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه