خرید بک لینک
زمانی که رفتی دلم را شکستی
تو آیینه باورم را شکستی
مگر عشق من راست آیین نبوده
که سرمایه ساغرم را شکستی
تو یاقوت من بودی و ای دریغا
که این گوهر نادرم را شکستی
فقط آرزویم وصال تو بود
تو اندیشه در سرم را شکستی
گلی من به زیبایی تو ندیدم
تو گلبوته در برم را شکستی
غرورم غرورت قرار دلت را
تو عشق تر و نوبرم را شکستی
پرنده نبودم ولی در کنارت
در اوج جوانی پرم را شکستی
به لب آمده صبرم از بودن تو
چرا این دل صابرم را شکستی
پشیمانم از بودنت در کنارم
چه حاصل که تو این دلم را شکستی




............................................

سلام بر دوستان و اساتید گرامی ؛
من این شعر رو همین هفته در بحبوحه کنکور سرودم امیدوارم با نقد های خوبتون اشکالاتش رو متذکر بشید
سپاس

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395 ساعت: 9:55

صفحه بندی