خرید بک لینک
بیامرزم بخواهی تو
بیامرزی اگر خواهی
فقط دنیا بکارم نیست

تو از درد دلان دانی. [بدون در نظر گرفتن غلط زبانی مربوط به جمع دل با ان عربی]
من از درد خودم گویم
که ناگه علتی شاید
بباشد زخم نایین را

بدانی تو دوایش را
بدانی تو جوابش را
جوابش نزد تو باشد

خدای من ....خدایی کن!

من از جور گناهم ، من
خدایی تو بدانی تو
که کس باشد برای من؟
به جز تو کس نباشد جز!

خدایا درد من وصل است
به وصل خود بنالم من

نترسم زاتش برزخ
بترسم ور ز کین تو!

به رویی که بگردانی
به آنگاهش برای من
که جنت جایگاهی نیست

خدای من....خدای من
خدایی تو.....خدای من

من از نزد خودم گویم
به گریه کس ندانم من
فقط از آتش جنت
برای من وصالی ده

بر آنم کز رخ عزت
قسیمی....قسمتی دارم
.


.
.
.
ناشناس

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395 ساعت: 9:55

صفحه بندی