رها چيوني تو؟حالَه گَهت خاصَه؟
ديدَه اي دُنيا پِهر لَه نه سْناسَه؟
رها غَه م گين نُو تونيش خاصُو بيود
لَه ژِهير بار خُه صَه تونيش راسُوْ بيود
زانِه م بيزاري لَه ضُه لْم و لَه خوينْ
آيِم هيل تيَه رِن وَ ناوْ دِهلِت خوين
رها كارِ كَه،تَه كانِه بِيَه خَود
لَه اي بََد بَه ختي رهاوْ بِه كَه خود
بوخوران جور شير،بِة نالْ جور مِه نال
رها بِه كَه خَود،لَه درد لَه مَه لال
زانِه م دِهل گيري لِه ي روژِگارَه
لِه ي روژِگارِ پِهر خوين و نالَه(
لِه ي روژگارِ پِهر درد و سِه ختي
لَه جَه فا،لَه جور،لَه اي بد بَه ختي
لَه كار اي گُرگِه يْلِ كَه فتار صِه فَتَه
وَه دَهس اي كُوكِه يْلِ غِه لا طينَه تَ
زانِه م دِهل گيري وَه اي دو رَنگي
وَه اي مَردُمانِه پِهر لَه زِرنگي
رها غَه م گين نُودنيا عَه وَض بيود
دُور دَورِة يانَهْ س دُورِه تونيش بيود
با چند لهجه از زبان كردي نوشتم ولي فک میکنم املای کردیش اشتباه باشه
ترجمه ی فارسی
(حال و روزت چگونه است رها؟
فهمیدی كه دنيا پر از راه هاي مخوف است؟
رها غمگين نباش اوضاع اينگونه نخواهد ماند
روزي از زير بار همه ي غصه ها آزاد ميشوي
ميدانم كه از ظلم و درگيري بيزاري
و اين انسان هاي دو رو هستند كه دلت را خون ميكنند
رها به خودت بيا،كاري انجام بده
خودت را از زندان بدبختي آزاد كن
مثل شير غرش كن و مثل كودك ناله
و خود را از درد و رنج ها رها كن
ميدانم كه از چرخش ايام دلگيري
از اين روزگار كثيف و نامرد
از اين روز گار پر از سختي و درد
از ظلم و ستم و بد اقبالي
از كار گرگهايي كه كفتار صفت اند
واز دست كبوترهايي كه ذاتاً کلاغ هستند
ميدانم كه از دو رنگي روزگار دلگيري
و از دست مردماني كه تنها به فكر خودشان هستند
رها غمگين نباش دنيا اينگونه نخواهد ماند
امروز دست فلك در دست اينهاست،
بمان كه فرداهم چرخش به كام تو خواهد چرخيد)
شبنم ولیدی*رها*
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
22 خرداد
1395 ساعت: 9:55