خرید بک لینک
پروانه یک شبی ، آمد کنار شمع
شاید شبی شود ، در درد یار شمع

آنقدر کرم ریخت ، او گرد آتشش
تا سوخت یکسره ، بی اختیار شمع

از کرم --> پیله ها ، از پیله --> کرم ها
پروانه زاده شد ، اندر جوار شمع

ققنوس باز از خاکستر آمد و
افسانه خلق کرد ، در روزگار شمع

برگشت سوی اصل ، سرگرم شعله شد
در چرخه سوختن ، تقدیر کار شمع

تا آنکه آب شد ، بعد از زبانه ها
آهسته شد خزان ، لطف بهار شمع

معشوقه سوخت و عاشق در این میان
از بس که کرم ریخت ، شد شرمسار شمع

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395 ساعت: 9:55

صفحه بندی