خرید بک لینک
دیدی دوباره باز تو را آفریدمت
از شاخه ی خیالی احساس چیدمت؟


دیدی که التماس نگاهت اثر نکرد
دلتنگواژه، از شب شرجی سفر نکرد



دیدی که باز شعر شدی توی دفترم
انگار عاشقانه نشستی برابرم



مفعول و فاعلات و فَعَلهای من شدی
همزاد بی بدیل غزلهای من شدی



حال خراب مثنوی ام را نگاه کن
گیرم که اشتباه..بیا اشتباه کن



آرایه ها به زخم دلم چنگ می زنند
با واژه واژه ی دلشان سنگ می زنند



یکجا نشسته ام و فقط ..اشک پشت اشک
از دستِ ...خسته ام و فقط اشک پشت اشک



زخم عمیق جان منی...خوب می شوم؟
بهتر که در نگاه تو مصلوب می شوم



از من نپرس عاقبت ما چه می شود
می بارم و دو چشم تو دریاچه می شود



از اصطکاک عشق، تنم تیر می کشد
پس لرزه های شوق مرا زیر می کشد



از بس تو را به شعر کشیدم چه بد شدی
بیراهه های مثنوی ام را بلد شدی



میخندی و به سوی غزل میبری مرا
من چارپاره می شوم آخر... نگو چرا



اینقدر روی زخم دل من نمک نپاش
دستم نمک نداشت! ولی روزگار،کاش...



با هر نگاه، بغض مرا دار میزنی
کور و کر است عشق، چرا جار می زنی؟



در سر، هوای شعر و غزلهای تازه نیست
شش دانگ عشق سهم تو باشد، اجازه نیست؟!



تنها دلیل شعر منی بیشتر بخند
بر جان و قلب خسته بزن نیشتر، بخند!



داری دوباره از همه پرهیز می کنی
دندان ادعای مرا تیز می کنی



این بار پای فاصله ها را وسط نکش
تسلیم می شوم، گِله ها را وسط نکش



یک لحظه صبر کن، به نگاهم امان بده
اصلا بُکش، قبول ! به احساس جان بده



می خوانمت برای غزلهای مرده ام
حسرت، هلاهلی است که صد بار خورده ام



از دست تو به شعر پناهنده می شوم
با بوسه های سرخ غزل زنده می شوم



در چشم باد یک شبح بی نشانی ام
مهلت بده، بگو به کجا می کشانی ام؟



مهلت بده به عشق ..که اعجاز میکند
صدها گره به دست دعا باز می کند


***


دنیـای من بدون تو فصلی ست ناتمــام
پـاییــزِ برگریـزِ بـلا خــیز.... والســلام

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 2 بهمن 1394 ساعت: 17:12

صفحه بندی