به نام بلند
عشق...
نفسی بود نگاهش
که شبانگاه چنان
شاپرکی
از لبِ پنجره ی بسته ی افکار گریخت
واژه با قیمتِ
عشق
فارق از مقیاسِ کاغذ
با
خیالی
در
خیالش پرِ پرواز کشید
کسی از واژه نپرسید...هان؟؟!!
فلانی به کجا؟؟
می روی از قلم و..
![[تصویر: snv5v7y6hj1rbtodoeqo.jpg]](http://8pic.ir/images/snv5v7y6hj1rbtodoeqo.jpg)
می رود از تنِ ما
جان به خدا
لحظه از عقربه ی عمر که افتاد زمین
غنچه ی سرخِ گلِ
نسترنی
به غزل آمده و با دل من گفت چنین
خاطرم هست شبی در دلِ
باغ
روی سر شاخه ی خندان گلِ اقاقیا
مرغ مینا به زبان آمده می گفت..
حبسِ آغوشِ غمِ
عشق برایش
لمسِ پروازو چه زیبا قفسی بود
حال تو ای آمده از
دور به این
نزدیکی
![[تصویر: ykwfe70py6h8t7duv15v.jpg]](http://8pic.ir/images/ykwfe70py6h8t7duv15v.jpg)
شاعری؟؟
عابری؟؟
باغبانی؟؟
ژنده پوشی که گذر می کند آرام به دور؟؟
هر چه هستی
هر که هستی
بیم و پروای غمِ
عشق نکن!!
گونه ای ترشده و..
واژه ای می چکد از آینه صورتِ
عشق
قلم و از ساقه ی
یاس و..
کاغذ از چهره ی یک
لاله بگیر
اشک گرمی اگر از راه رسید؟؟..
دست بر خوابِ سحرگاهِ
شقایق ببرو
از خنک بازی هنگامه ی آغاز
نسیم
از غمِ کهنه ی
عشق
مصرعی تازه بگیر
![[تصویر: go55ocudd692kkwqhtz9.jpg]](http://8pic.ir/images/go55ocudd692kkwqhtz9.jpg)
آنچه از پنجره ی بسته ی
افکار تو در شام گریخت؟!
آنکه در آینه ی چشمِ تو آرام
گریست؟!
غزل و قصیده و شعر سپیدیییی که در
غربتِ دستان تو آرام چکید؟!
همه
عشق است که در ظلمتِ عریان شده ی نیمه ی شب..
در
سحرگاهِ سرِ بام تو را
منتظر است
نکند؟؟
نکند
شاعرِ ما
کمتر از قاصدک و...
شاپرک و...
پیچکِ ایوان شده است؟؟
ای سراینده ی
عشق
از چه از اوج پریشان شده ای؟؟
آسمان مامن توست....
با قلم بال بکش....
و دیگر....؟؟
و دیگر
تو....
تو..
و
تو......
با تشکر ویژه از خانم
حسین زاده ی عزیز...ممنونم...
![[تصویر: amffdg9e6yhii8xqpv7u.jpg]](http://8pic.ir/images/amffdg9e6yhii8xqpv7u.jpg)
در پناهِ دست بلندِ
عشق