خرید بک لینک
با ماندنت در سال های درد
بر ضد دنیایت عمل کردی
با "بیست و شش" رویای آزادی
"خرداد" ِزخمی را بغل کردی

آرامشی از جنس طوفان و
از فرقه ی شعر آوران هستی
غم ها"ظهوری "را نشان دادند
عمریست می دانم"همان"هستی

ایمان نیاوردی به من اما
دین مرا از خاطرم بردی
وقتی زیادی بود باید رفت
وقتی بمانی واقعا مردی!

من آرزو دارم فرارت را
منجی عاشق پیشه ی خرداد!
از آرزوهایی که ممکن نیست...
از سال های خیس استبداد

من آرزو دارم فرارت را
از تیتر های خالی از اسمت
رسم تمام پیله ها اینجا
مرگ است با بد نامی ِقسمت!
.........
من خواستم باشی که اینجایی
کفری که با ایمان من ماندی
ساکت ترین فریاد ِآزادی!
من خواستم تا تو شدی گاندی

چیزی نبود از ابتدا در من
تا از قماش گریه ها بودم
تف می شدم یک عمر از تقدیر
عبرت ترین درس خدا بودم

دلتنگی ات را دار خواهی زد...
پشت سرم دیوار خواهی زد...
وقتی که ترکت کرده ام قطعا
روزی سه نخ سیگار خواهی زد!

تنها امید ِ رفتن از ماندن!
ما بین هر دیوار،در بودی
شاید که برگشتم به آرامش
"روزی که تو خوشحال تر بودی..."




پ.ن:
فرستادم :يک روزي که خوشحال تر بودم
مي آيم و مي نويسم که
اين نيز بگذرد
مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است...
مهدی اخوان ثالث

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 15 خرداد 1395 ساعت: 7:34

صفحه بندی