خرید بک لینک
دراین شهر ِ بلا دیده که میبلعَد نجابت را
به باورهای دیرینم زدم آهنگ ِ هجرت را

نمایش های پوشالی دلم را کرده زندانی
که درکثرت نمیبینم گرایش های وحدت را

نه قانونی که جنگل ها به آن آرام میماند
نه معیاری که کافرها به هم دادند نوبت را

چه باید گفت حیرانم خدایا ده سرانجامی
که دارد میکُشد ما را جدائی از محبت را

زدم شُکِّی به بیداران کجا رفتند دلداران
ندارد هیچ همراهی تحمُّل تلخ ِ صحبت را

رسد آتش به دامانم نمی ترسم تو میدانی
بر آن هستم که برخیزم ببندم دست ِ قسمت را ...

محمد محسن خادمپور - 1392

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 15 خرداد 1395 ساعت: 7:34

صفحه بندی