خرید بک لینک
خواستم یک غزل از عشق بسازم نشد
ازفراغ تو بخوانم بنوازم نشد
بودم از چشم تو صیاد رهایی یابم
تیر اشک تو به لبخند نوازم نشد
وز صدای دلربای ساکتت برگیرم
عشق افزوده کنم بین نمازم نشد
لشکری آماده تا رهبرشان من باشم
با نی و برگ و قلم برتو بتازم نشد
در طی جنگ به سلطان سپاهم گفتم
همه با سعی بکوشید دل نبازم نشد
بیت آخر چو رسیدم قلمم فریاد زد
وای برتو که ورق با دلت همراز نشد

امیرحسین محمدی
ا.ح.م
بهار ۹۵

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 14 خرداد 1395 ساعت: 6:33

صفحه بندی