خرید بک لینک
نگاهش میکنم اما
نمی دانم چه می گوید
تکان دست هایش را نمی فهمم

نمی دانم
چنین پر شور،وپر اشوب
به دنبال چه می گردد؟
که هر اندازه می گردد نمی یابد
ومن تنها
به او زل می زنم بر دست هایش خیره می گردم
نمی دانم ولی شاید
مرا از مطلبی آگاه می سازد
که من مفهوم آن را از اشاراتش نمی فهمم
و یا شاید
توقع دارد از من چیزهایی را
که از من بر نمی آید

نمی دانم چرا چیزی نمی فهمم
چه می گوید چه می خواهد؟!
ولی انگار می خواهد
که من فریاد او باشم
کدامین درد را فریاد باید کرد؟

نگاهش می کنم اما،تحمل نیست دیگر نیست
من از این وضع بیزارم
از این تردید و این ابهام
یکی آخر بگوید او چه می خواهد چه می گوید؟



هفدهم مرداد هشتاد و نه

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 14 خرداد 1395 ساعت: 6:33

صفحه بندی