خرید بک لینک
زیر دوش آب سرد
با یه حس از جنس درد
بغض لاکردارمو
قورت میدم مثل مرد

خاطرات خوب و بد
یک به یک تصویر شد
یک جوون، با یک وداع
توی یک شب پیر شد

من خودم شک می کنم
یعنی اینها خواب بود؟
عکس من با تو چطور؟
بیخودی تو قاب بود؟

اسممو رو ماسه ها
می نوشتی یادمه
شاید هم رو باد بود
خاطراتم مبهمه

این رفیق بی نوات
خیلی اما ساده بود
ای نوای نارفیق
گوش من آماده بود

من خجالت می کشم
از غزل های خودم
بلبلی بودم ، چرا
حالا اینجوری شدم؟

دل ازم می پرسه این
آخر خط نیست ، هست؟
هی بسوز و هی بساز
این عدالت نیست ، هست؟

اَه ، چرا داغم هنوز
کوه آتیشم چرا
لعنتی آخه بگو
رفتی از پیشم چرا؟

شیر آب سرد ، باز
چشمم اما بسته شد
دیگه روح زخمی ام
از جهنم خسته شد

تیک و تاک قلبمه
نامنظم می زنه
یکّی زنگ آخرو
داره کم کم می زنه ....

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:25

صفحه بندی