صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
ابر برچسب ها
تماس با ما
پروفايل
RSS
انجمن شاعران ایران
درباره سایت
آخرین مطالب
انجمن شاعران جوان
دورهمی سالیانه نمایشگاه کتاب، به همراه رونمایی از (نشسته در ته فنجان)
تقدیم به جان باختگان گرفتار در معدن زغال سنگ استان گرگان
تلخ
دو "بی شباهت"
دو راهی
کوتاه در احوالات افتتاحیات
سلطان عشق
قصه غمنامه
نهنگ
امکانات وب
زنگ آخر
زیر دوش آب سرد
با یه حس از جنس درد
بغض لاکردارمو
قورت میدم مثل مرد
خاطرات خوب و بد
یک به یک تصویر شد
یک جوون، با یک وداع
توی یک شب پیر شد
من خودم شک می کنم
یعنی اینها خواب بود؟
عکس من با تو چطور؟
بیخودی تو قاب بود؟
اسممو رو ماسه ها
می نوشتی یادمه
شاید هم رو باد بود
خاطراتم مبهمه
این رفیق بی نوات
خیلی اما ساده بود
ای نوای نارفیق
گوش من آماده بود
من خجالت می کشم
از غزل های خودم
بلبلی بودم ، چرا
حالا اینجوری شدم؟
دل ازم می پرسه این
آخر خط نیست ، هست؟
هی بسوز و هی بساز
این عدالت نیست ، هست؟
اَه ، چرا داغم هنوز
کوه آتیشم چرا
لعنتی آخه بگو
رفتی از پیشم چرا؟
شیر آب سرد ، باز
چشمم اما بسته شد
دیگه روح زخمی ام
از جهنم خسته شد
تیک و تاک قلبمه
نامنظم می زنه
یکّی زنگ آخرو
داره کم کم می زنه ....
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه 25 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:25
صفحه بندی
آرشیو مطالب
تير 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
پيوندهای روزانه
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
دانلود آهنگ جدید
خرید طلا
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
تبادل لینک با ما
بیت کوین
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه