در دایره ی عشق تو سرگردانم
تقدیر تو شد رشته ی وصل جانم
ساییده سرم خاک تو را ،چون سایه
دلبسته ی تو ، خسته ز این و آنم
این گل به چمن آمد و یک روزه ی عمر
دلخوش به دو فصل رویش ریحانم
گاهی گل خنده سر زد از غنچه ی دل
گه دیده به دامان فلک ، گریانم
سرمست که عمر پیش رو هست دراز
امروز ، ز کوتاهی آن ، حیرانم
فردا چه شود ، نگفت کس با دل من
تا کی ، به کجا ، بسته شود ، دیوانم
اسرار تو یک نکته نشد فاش و هنوز
در دایره ی عشق تو سرگردانم
۹۳/۱/۱۵
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
25 ارديبهشت
1395 ساعت: 1:25