معشوق
باور
کردم
همچو
عاشق
شوم آخر
بی تو
هرگز
نهایت عشق
از دیوار دل روم بالا اگر خواهی. مستانه باشم در ره کوی تو هم باش
من هرچه گویم گرچه از دل برنگیخته. می خانه باشد مقصد معلول و علت را
........
زمانه
گاهی
نمی شاید
آن هم
شدست بیزار
مغرور
غرور عشق
تا عاشق وی بسازد مهر معشوق را
از دیرباز باشد فرار از میل تنهایی مستانه باشم در ره کوی تو هم باشی
من هرچه گیم گرچه از دل برنگیخته می خانه باشد مقصد معلول و علت را
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: شنبه
25 ارديبهشت
1395 ساعت: 1:25