خرید بک لینک
عروس آرزوهایم
انگار لباس سفیدش را پاره کرده
بازخمهایی که خورده
با سرنوشت هم قهرکرده ....

دلتنگ ورها درگوشه ای ....
مهمانی گرفته با بغض سنگین ناخوانده
تنها وبی کس
کاش ابرهای بهاری هم همراهی کنند ....

درطوفانی از هراس آواره بودن ها
کاش هرگز گرفتاراین گهواره سرنوشت نبود....

و گلهای احساس
همچون گردنبندی ازستاره درشب نبود
وقتی بغض میشکند
اشک ها مثل گوشواره ای ازعقیق دل
درپریشانی موها برباد میلغزند
تا آرام کنند دل ناآرام و بی قرار را ....

و مثل باران محبت که درصحرای عشق وجنون
جاری میشوند
نسیمی از ترانه ی بودن را به نمایش درمی آورند و
به یاد می آورند خاطرات شیرین را
دربکرترین آرزوهای سراب و تنهایی....

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:50

صفحه بندی