خرید بک لینک
اگر در کوی می خانه بگردی در پی ساقی
به وصل ما نکامی یافت ارین دل در قفس داری

بگو از درد خود نالان وزین رنج فراوانی
به سوی عاشقی راهی کزین عشقی که تو داری

به آرامی بسوزانی به جسم خود نآسایی
رسیدن در پی گنجی همی دارد که بس رنجی

به خلقی که تواَم کردی به عشقی که تواَم دادی
به کار آن ندانستم بسی در فهم آن رنزی

ندانستم کجا رفتم به جای راه یزدانی
به غم خوردن کجا بردن همان بار شفع اللهی (شف اللهی)

اسیر این جهانم من اسیر فعل فی دانی
به آخر من کجا بردن به مزدم دادن فانی

اگر دنیا برای من بسازد خانه ی خالی
عزیمت کردن رفتن به سوی خانه ی باقی...

ناشناس

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 24 ارديبهشت 1395 ساعت: 1:49

صفحه بندی