شکفته تر زگلی، خوش تر از می نابی
نفیس و ساده چنان روشنای مهتابی
چو صبح، پاکی و آرام چون شبی برفی
لطیف همچو ترنم، چو شعر شادابی
نشایدت که به دریا شبیه بنمایم
زلال هستی و جوشان، چو چشمه ی آبی
نخواهم آورم اندر شمار عمر آن دم
که من کنار تو بیدارم و تو در خوابی
اگرچه فاصله ای نیست بین من با تو
ولی چه گویم از آن نازجامه ی آبی!
بیا، بیا برسان خویش را به آغوشم
مجوی هیچ تو ترتیب و هیچ آدابی
"من از تو سیر نگردم" که عاشق رویت
"نه ممکن است که هرگز رسد به سیرآبی"*
محسن خدمتگزار
*قسمتهای داخل گیومه از بیت آخر تضمین شعری از سعدی است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
2 بهمن
1394 ساعت: 17:12