سیگار پشت سیگار
گریه و اشک در آرزوی لحظه ی دیدار
پنجره ای غبار گرفته از سردی خیابان
پس لرزه های فراق در اشکهای شاعری از واژه عریان
خیابانهایی که به تو نمی رسند
چشمهای نمناکی که گونه ات را نمی بینند
چلچله های بوسه ای که تمشکِ لبهایت را نمی چنینند
دردهایی که در آن سوی ثانیه ها قد کشیده اند
دیوهای انتظار که در ایستگاه تقدیر صف کشیده اند
و سوالهای بی جوابِ .......که نفسهای ما را به شماره می کشند...
عشق اگر اینست .......نوید چه می دهند از لذت عشق کودکان خیابان را...
ما درد کشیده ایم از این رویای دروغ ......
کاش عشق هم چون آبنباتهای کودکیمان بود
لااقل اینقدر مرد بودندکه وقتی عاشقشان می شدیم برای ما شیرین تمام می شدند
..نه چون آبنبات عشق تلخ و ناتمام...
آنجا کسی بازنده نبود ....
برنده کامهای شیرین و لبخند های گرم کودکانه های ما بود .......
رامتین و دیگر هیچ ..