ای گوهر گلرنگ ثمین آزادی
ای عروس زیبای زمین آزادی
ای ماه ستاره بر جبین آزادی
ای اشک چکیده از یقین آزادی
ای وعده رب العالمین آزادی من منتظرم که وعده فرجام شود
درپرتو توزهرو زقوم شیرینند
به عشق توگلها همه عطرآگینند
بی دولت توقند وعسل سرگینند
عشاق تو پرکنده و شمع آجینند
مرغان چمن گرفته وغمگینند تا رایت تو زینت هر بام شود
ای مقصد دیرپای مردان نظر
ای شاهد سربریده دربروحضر
ای غایت آرزوی انواع بشر
ای نزد ددان و دیو از دیو بتر
ای حلقه مفقوده به هنگام ظفر کی جوهر تو مرهم آلام شود
ارسایه توبه روی هربام افتد
ارشهد لبت هرآنکه را کام افتد
ارتوسن توبه مردمی رام افتد
بختی بزند که سکه درجام افتد
وقتی بشود که دیو در دام افتد این هدیه برای همه فرزام شود
آنجا که تویی ارم به پا می بینم
قدر بشر و قسط و هدا می بینم
شوروشرف وسخن بجا می بینم
آهنگ تر و نور خدا می بینم
تندیس هُبل ز سر جدا می بینم اینگونه جهان به کام پرهام شود