بعدازتو مثل نطفه ای نارس
به انتهای قصه بدبینم
زیر غشای چرب تنهایی
چن ساله خواب مرگو میبینم
من به تقاص لحظه ی دیدار
از هرچی تو دنیامه میبرم
با اشتهایی وصف ناپذیر
خون دقیقه هامو میخورم
هرشب به سلاخی رویاها
تو قعر کابوس کسی میرم
از التهاب زخم های عشق
تو بهت چشمای تو میمیرم
دنیا از اینجایی که من هستم
شکل یه گودال پر از آبه
بعدازتو تنها دلخوشی من
بیتابی چشمای مهتابه
از تو فقط یک خاطره باقیست
با شیشه ی عطری کنار میز
مضحک ترین مرگ تمام قرن
قتلی برای بوسه ای ناچیز
آگهی تسلیت مرگم
بین مجله های روز مد
انقدر از تنهاییات گفتی
تا آخر این دیوونه, تنها شد
پایان این قصه همین لحظست
پس لرزه های آخر قلبم
اینجا به جز دوری تو مریم
از قبرهای خالی میترسم
دنیا از اینجایی که من هستم
شکل یه گودال پر از آبه
بعدازتو تنها دلخوشی من
بیتابی چشمای مهتابه
پیشنهاد:چسب زخم _فرزادفتاحی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
25 دی
1394 ساعت: 16:29