تكرار يكی از تكنيك هايی است كه در زبان شعر مطرح می گردد وهدف از آن چند چيز می تواند باشد:
1 – تاكيد:
شاعر برای اينكه موضوعی راتاكيد نمايد، كلمات، جملات، عبارات يا افعالی را بطور مكرر در يك شعر ذكر می نمايد مانند اين مثال:
به ترك چشمه در آغاز شب روانه شديم
دو رود خانه برادر، دو رود خانه شديم
دو رود خانه برادر، عظيم و پهناور
دو رود خانه برادر، قريب يكديگر
دو رود خانه روان تاكران ساحل دور
يكی به بستر ظلمت، يكی به بستر نور
شاعر باتكرار عبارت " دو رود خانه برادر" می خواهد تاكيد كند كه جريان تاريخ بر سبيل دو رود خانه، تداوم داشته است واين را متوجه باش كه يكی به ظلمت منتهی می شود وديگری به نور. تاكيد شاعر بر عدد " دو" نمايانگر افتراق خطوطی است كه درمسير تاريخ پيش آمده است.
2 – زيبايی ومؤثريت شعر:
در عين حاليكه شاعر باتكرار يك عبارت می خواهد تكيهء خويش را روی موضوعی برساند، زيبايی وتاثير گذاری شعر را نيز اوج بيشتری می دهد. به اين نمونه دقت كنيد:
صدای تسلی است
می خواهمت من
رهايي!
تورا من
تورا من !.....
توبرگی برمنقار داری
نه، خود برگ سبز اساطيری، ای مرغ تاريخی من.
تورا من !....
عطش بود؟
يا روح تيزاب؟
دهانش به آهك عجين بود،
هرم زمين
زمین بود!
خدا را،
خدا را،
كه بود اين
3 – تكثر:
گاهی شاعر به منظور نشان دادن تعداد اشياء از تكرار استفاده می كند مانند:
می رسد اجسام علوی رو ح روح
روح عيسی، روح موسی، روح نوح
***
روح ها برشطی از تن می روند
دختران شيون به شيون می روند
4-عينی كردن اشياء:
وقتی شاعر می خواهد، شيئی را به صورت عينی نشان دهد، كلمه يا عبارتی را به همان شكل تكرار می كند:
سفريعنی بروز بضاعت دستها
سفر يعنی عبور
عبور
عبور
از بيتفاوتی سكرآور قصور
سفر يعنی كوچ
....
**
ما عشق را باچكيدن
با ذره
ذره
تبخير شدن
با رفتن
با روييدن
در حوضچه های پر از خون
بركرسی فشانديم
5 – تناسب مو سيقيايي:
تكرار در شعر به علاوهء اينكه زيبايی وموثريت آن را چند برابر می سازد، آهنگ و موسيقی ويژه يی نيز به شعر می بخشد. مانند تكرار حرف شين در اين بيت حافظ:
فغان كين لوليان شوخ شيرين كار شهر آشوب
چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغمارا
6 – تحكيم روابط:
يكی از اسبابی كه می تواند ميان اجزای شعر نو، رابطه ايجاد نمايد، تكرار است. تكرار نقش رابط را دارد. ساختمان كلی شعر را بهم پيوند می دهد. نمی گذارد شاعر از مسير اصلی خويش منحرف گردد. تكرار مثل شمع است كه پروانه ها يعنی كلمات وجملات، دور آن جمع ميشوند. شعر در وجود تكرار، تنفس می كند. بدين طريق می توان گفت: تكرار از تكنيك های ضروری شعر نو می باشد. اين شعر نيمارا بخوانيد:
هست شب يك شب دم كرده وخاك
رنگ رخ باخته است
باد نو باوهء ابر از بر كوه
سوی من تاخته است.
هست شب همچو ورم كرده تنی گرم در استاده هوا،
هم از اين روست می بيند اگر گمشده ای راهش را
باتنش گرم بيابان دراز
- مرده را ماند در گورش تنگ-
بر دل سوختهء من ماند،
به تنم خسته، كه ميسوزد از هيبت تب.
هست شب. آری، شب
تكرار " هست شب" در اول، وسط و آخر شعر، شعر را به گونهء حلقات زنجيری ساخته است كه هر گز قابل گسستن نيست.
نكته:
تكرار، معمولا به منظور برآورده ساختن اهداف فوق مورد استفاده قرار ميگيرد اما گاهی جزو ذات شعر محسوب می شود. مثل تكرار حرف " روی " يا رديف در اشعار كلاسيك كه بدون ذكرحرف " روي" يا رديف، شعر از شعريت خود می افتد:
دل می رود زدستم صاحبدلان خدارا
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
آيينهء دو گيتی تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت بادشمنان مدارا