خرید بک لینک
شده از دست ِ خودت خسته باشی گریه کنی
نه خدائی شده دلبسته باشی گریه کنی

تبری هیچ شده شاخه ی سبزت بزند
تَه ِ یک جنگل ِ خشکیده باشی گریه کنی

نفسی تازه کنی خاطره ها زنده شود
سفری سمت ِ دلت داشته باشی گریه کنی

سبدی گل بخری دور ِ خودت پرسه زنی
گُسلی از همه جا رانده باشی گریه کنی

به قراری که نباشد دگر از او خبری
به چه ذوقی الکی رفته باشی گریه کنی

تب ِ هر لحظه غمت ، فاصله ها را بِکِشد
غزل ِ پر طپشی گفته باشی گریه کنی

شده خاموش شوی تا بِکُشد غصه تو را
کُمُدی خاطره را بسته باشی گریه کنی

محمد محسن خادم پور - 1393

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 25 دی 1394 ساعت: 5:49

صفحه بندی