خرید بک لینک
به تو که فکر می کنم دلتنگی به سراغ گلواژه هایم می آید
می نویسم و پاره می کنم...
می نویسم و پاک می کنم...
زیادی که نبودنت طول می کشد هرشب تولد اشکهایی که از بغضهای آبستن از رفتن نا بهنگامت زاییده می شوند را، جشن می گیرم به صرف شعری تلخ و چایی سرد که انتظار لمس دستان مهربان و گرم تو را بر قامت سبز تمام لحظه های شکوفا شدنت در آغوش این خانه می کشد...

زیادی که نبودنت طول می کشد تمام مرزهای خواب و بیداریم می شکند حتی دیگر پلی نیست که خیره بر آن بمانم تا تو را به دنیای ساکت و یخ زده ام راهی کند..

زیادی که نبودنت طول می کشد، باورم می شود که تو تنها خاطره ای کال از گذشته ای که هرگز بر نمی گردد، هستی. ..
و زیادی که منتظرت می مانم باورم نمی شود که تو هرگز نمی آیی....
"امید" چیز عجیبی ست
همین انتظار برای آمدن آنهایی که اگر ماندنی بودند، نمی رفتند
درست مثل تو...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 1:07

صفحه بندی