خرید بک لینک
با سلام.
از آنجا که من دانش آموز سال سوم دبیرستان هستم و با امتحانات نهایی هم فاصله ی چندانی نیست.
از شما تقاضا می کنم در صورت حضور نیافتن من و پاسخ به نظرات شما.لطفا نظرات گران بهای خود را بگذارید تا بعدا استفاده ببرم.
این دو شعر هم آخرین اشعار من هستند که هر چند پر غلط به اشتراک می گذارم.


شعر اول:

دارم تماشا می کنم دنیای انسانی
امروز،در این سبزه زار و دشت بارانی
مهمان گل ها می شوم با صرف چای عشق
در پیش جوی و کوه و ابر و باغ ایرانی
آبی بنوشم از گوارا آب آن چشمه
کو منشا اش باشد ازان کوه خراسانی
رنگ طبیعت رنگ خاک و باد و باران ست
با آتشی هم می رسد غوغای مهمانی
با تک درخت و جوی آبی پای آن خواهم
عکسی بگیرم تا بماند روز بی جانی
من سبزه های عید،با رودی روان کردم
تا خود روان گردم درون عالم فانی
ای سبزه ها من با شما حال خوشی دارم
ای کاش تا چندی نیاید وقت پایانی

شعر دوم:

با آنکه تا گوشم،نیاید صدای تو
اما سرم پر می شود،از نوای تو
هرکس برای خالقش تعظیم می کند
من از برای خالقم،دل از برای تو
هم سنگ ها را با رئوفت آب می کنی
هم چشم ها را،ای که جانانم فدای تو
من کافری بودم که در تاریکی دلم
ایمان آوردم به نوری،بر خدای تو
دنیا فقط دنیا بماند،لحظه ای اگر
جایی نبیند در وجودش رد پای تو
در کوچه هایی که اذان بر گوش می رسد
در پیش نام حق رسد،نام و ندای تو
آه ای محمد،ای چراغ شهر عاشقان
پروانه ای باشم که دارد هوای تو

در پناه حق

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 1:07

صفحه بندی