بارالها سلام
امروز سلامم فرق ميكند
امروز بعد از هزاران سال بيدارشدم از خواب خودخواهيم
فهميدم كه همه چيز براي من نيست
بلكه من هم يكي هستم از همه
خداوندا
منم انسان يكي از هزاران مخلوقت كه
به اراده ات آمدم
چون كه ميخواستي باشم
كه ميخواهم ايمان بياورم به حكمتت
و يقين پيدا كنم به معرفتت
كه تو دانايي و بي نياز
ومن از همه نيازمندتر
نيازمندم چون
نيازمنديم را ديدي و اختيارم دادي
اختيارم دادي تا رشد كنم
تعهد داري را با تعهد داشتنت در برابرم يادم دادي
ولي اجبار به متعهد بودنم نكردي
كه اگر بر اجبار بود هيچ كس برازنده تر از تو نبود
كه تو خالقي و من مخلوق
من آمدم كه معناكنم زيستن و زندگي كردن دو راه است كه ميتوان انتخاب كرد
انتخاب كرد كه فقط بقا پيدا كنم و يا
كه نشان دهم انسانم و خواهان زندگي ايي درخور آرامش
كه نشان دهم انسانم و متعهد
متعهد به آفريده ايي به توانايي تو
كه ميتوانم نامت را در پهناي گيتي زنده كنم
وببالم به هستت و خلقتت
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
27 فروردين
1395 ساعت: 10:29