شب هست و چراغ خانه خاموش
یک چند ترانه ، کرده ام گوش
چنگی به دلم ، زده شب تار
با یاد تو گشته ام هم آغوش
بر شاخ درخت خشک جانم
عشقت ، چو جوانه می زند جوش
هر زخم که زد ، حسود بد چشم
کم کم ، ز دلم ، شده فراموش
شب بود و ترانه ، حسرت و آه
با این تن خسته ، رفتم از هوش
گر نیست برم ، نوا و نوری
ای خانه ، مشو ز عشق خاموش
۹۵/۱/۲۴
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
27 فروردين
1395 ساعت: 10:29