خرید بک لینک
ای پشت و پناه خستگی هام
سایَت روو سرم باشه همیشه
دستات اگه بمونه تووی دستام
دریاچه ی غم، سراب میشه

دلگیر شدم، درد نشسته تووی سینم
باز مثل قدیم، دست بکش به روی موهام
زخمامُ ببند، قصه بخون توو گوشم آروم
دردامُ بُکُش، نفس بده به آرزو هام،

بازم واسه دلگرمی من شعر بخون که
با اون نفست تازه بشه هوای خونه
تا بچه بشم، سر روویِ زانوهات بذارم
دستامُ بگیری و دلم قرص بمونه

جبرانِ یه عمر مرارت و رنج محاله
باید همه ی عمر پرستار تو باشم
دستایِ پر از مهرتُ هر روز ببوسم
درداتُ به جونم بخرم، یارِ تو باشم

توو بازیِ زندگی توو اوج نا امیدی
دستایِ پر از عشقِ تو تکیه گاه من بود
حتی واسه فتح قله ها یه پله بودی
حرفایِ تو انگیزه ی قهرمان شدن بود

چیزی رو به خاطر خودت نخواستی
آسایشتُ یه عمر به دست باد دادی
قلبت رو مثه سپر جلویِ غم گذاشتی
بخشندگیُ به ابر و چشمه یاد دادی

ای پشت و پناه خستگی هام
سایَت روو سرم باشه همیشه
دستات اگه بمونه تووی دستام
دریاچه ی غم، سراب میشه

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 27 فروردين 1395 ساعت: 10:29

صفحه بندی