چه سرخوش گفت پیچک باقناری
که می رویم ، ز هر گوش و کناری
بپیچم دور شاخ کاج و افرا
به بالا می روم ، همسان ماری
گه از دیوار سخت راست قامت
گه از پیچ و خم افرشته داری
به هر شاخی رسم ، مأوا بگیرم
بسازم خوش سرای زر نگاری
خدا را شکر رفعت داده ما را
هزاران خانه در هر مرغزاری
نیم بیچاره همچون تو ،که حتی
ندارد کلبه ای ، در کنج خاری
چو تلخ آمد ،قناری ،نیش پیچک
بگفتا ای سبک سر ، مغز عاری
مرا گر نیست در کویی سرایی
نکرده شکوه ،یا افغان وزاری
نه بالا رفته از دیوار هر کس
نه رفعت جسته از هر شاخساری
به من دولت ، پر پرواز دادند
کران آسمان جایم ،نه «داری»
مرا از بند «دار» آزاد کردند
نه چون تو ، گر نبود ، افتی به خواری
۹۰/۱/۲۷
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
تاريخ: جمعه
18 دی
1394 ساعت: 16:26