خرید بک لینک
با اینکه در خجالت پاییز مانده ام
تا کوچه ی بهار خودم را رسانده ام



در خاطره تکانی امسال گم شدم،
در یادِ تو تمام دلم را تکانده ام



گلدان پشت پنجره تمثیل عاشقی ست،
عطر بهار را به اتاقم کشانده ام



مثل خلیل بت شکنم، در نبودِ تو
بغضی که می شکست شبم را، شکانده ام



سر ریز میشود غم و دلتنگی ام، ولی
از در، گدای خانه ی خود را نرانده ام



ای مفردِ مذکرِ اول ضمیرِ عشق!
از عمق چشم تو غزلی ناب خوانده ام



مانند عاشقانه ی ماه و پلنگ ها،
دیریست واژه واژه تو را پرورانده ام



از پای تا به سر همه"تو"..."من" تمام شد
از ابتذال عشق خودم را رهانده ام

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 6 فروردين 1395 ساعت: 22:17

صفحه بندی