خرید بک لینک
خسته ام شبیه لشکری که باز بی سلاااح مانده است
مثل ساکِ ساکتی که با غمش چه روبه راااه مانده است

مثل بچّه شیخ خسته ای شدم که در تمامِ عمرِ خود
با جنون میانِ "کردن" و نکردن گناااه مانده است

شهر را دوباره متررر کرده ام دوباره با دو پای خود
پشتِ ردِّ پای من چقدررر بغض و افتضاااح مانده است

با منی ولی دلت هزاااار ساااال میشود که رفته است
خواهشاً برو!! تنت... هوات... آن هم اشتباااه مانده است

چاه کنده ام برای دفن خاطرات قاتلت ببین
دفن کردمت ولی دلم خودش درون چاااه مانده است!

امین

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 6 فروردين 1395 ساعت: 22:17

صفحه بندی